سيد جلال الدين آشتياني

139

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

اين بيان را از شيخ كثيرى از مقلدين قبول كرده‌اند ، ولى به‌نظر تحقيق اساس محكمى ندارد ؛ براى آن‌كه صور علميه اگر بالذات كيف نفسانى باشند ، مفهوم كيف بر آنها صادق است ( صدق جنس بر انواع خود ) همين صور به اعتبار حكايت از خارج و تماميت ادلهء وجود ذهنى جوهر يا كم يا كيف محسوسند . به اين اعتبار حد مقولهء خارجى بر صور علميه بايد صدق نمايد ، لازمهء صدق اجتماع متقابلين است . اگر صور علميه مثلا جوهر بالعرض و كيف بالذات باشند ، بايد ذاتيات و ذات در جميع انحاى وجودات حفظ نشده باشند . و اين‌كه شيخ - اعلى الله مقامه - فرموده است به ماهيات جوهريهء در ذهن حد مقولهء جوهر صادق است و جوهر ذهنى اگر وجود خارجى پيدا نمايد ، مستقل و غيرقائم به موضوع است . كلامى دور از تحقيق است . چون ملاك جوهر بودن شىء آن است كه مصداق جوهر باشد و اين‌كه گفته‌اند جوهر حقيقتى است كه اگر در خارج محقق شود ، در موضوع حلول ندارد با اين معنا خواسته‌اند بگويند نحوهء وجود جواهر حلول در موضوع ندارد نه آن‌كه اگر به چيزى جوهريت به نحو تعليق بر محال صدق نمود ، آن شىء مصداق جوهر است . مفاهيم ذهنيه فرد از براى جوهر نيستند ، علاوه‌براين صور ذهنيه در خارج محقق نخواهند شد . وجود ذهنى با وجود خارجى تباين دارد و هريك به حسب وجود غيريكديگرند و نشأشان ، نشأهء مختلف است . اگر مراد شيخ آن است كه اعراض ذهنيه به‌فرض محال اگر در خارج پيدا شوند ، جوهرند و در ذهن عرضند . قائل به شبح هم عاجز نيست كه بگويد اشباح ذهنيه بر آنها جوهر صادق است ، چون اگر خارجيت پيدا نمايند ، جواهرند . شيخ اعظم هم به همين نكته توجه داشته است ، ولى چون مطابق اصول فلسفهء خود علم را عرض مىداند ، چاره‌اى ندارد كه به مسامحه از اين مطلب بگذرد « 1 » .

--> ( 1 ) . در شفا در ذيل عبارت مذكور گفته است : « فإن قيل : فالعقل أيضا من الأعيان قيل يراد بالعين التي إذا حصل فيها الجوهر صدرت عنه أفاعليه و أحكامه » ، در حالتى كه اگر نشأهء ذهن نشاهء حصول اعراض باشد و علم مطلقا از كيفيات نفسانيه شمرده شود ، ابدا جوهر حصول در ذهن پيدا نخواهد كرد مگر